مؤلف مجهول
71
تاريخ سيستان
اكنون بصفت معجزات و بزرگى محمد صلَّى الله عليه اگر مشغول گردم عمر بسر آيد و از هزاران يكى گفته نيايد و اين بدان ياد كرديم تا هر كسى كه اين كتاب بخواند بداند كه مردمان سيستان كه اين شهر به صلح بدادند غرض بزرگى مصطفى را بود و دين اسلام را ، و از پيش دانسته بودند و اندر كتابها و اخبار خوانده بيرون آمدن او به حق ، و اين سيستان را بزرگترين مناقبى است بر همه شهرها و باللَّه التّوفيق . باز محمّد عليه السّلم هر جا كه رفتى سنگها و كوهها و زمينها و نباتها و اشجار و حيوان و سباع و مليكه و جنّ برو سلام همى كردند تا چهل سال از عمر او بگذشت و ايزد تعالى او را معصوم همى داشت كه هرگز پيش بت نشد هر چه پرستش كرد خداى را كرد ، چون چهل سال بگذشت و فرمان آمد او را كه مردمان را بتوحيد خوان و بگو تا بگويند لا إله الَّا الله محمّد رسول الله ، اول كسى ابو بكر الصّديق بود كه ايمان آورد ، و ايزد تعالى دين خويش را نصرت كرد ، و فتوح بود بسيار اول فتحى كه بود مدينه بود به قرآن بود [ 1 ] ، [ 2 ] فتح مدينه ، باز بنى النضير ، و خيبر ، و فدك ، وادى القرى ، و تيماء [ 3 ] ، و مكّه . و طائف . تباله [ 4 ] ، و جرش [ 5 ] . دومةالجندل [ 5 ] ، نجران ، و يمن ، عمّان و بحرين [ و ] يمامه ، پس چون اين فتحها بود [ 5 ] پيغامبر ما عليه السّلم بمدينه بود [ 6 ] [ و ] روز دوشنبه لاثنى عشرة ليلة خلت من شهر ربيع الاول سنة عشر [ 7 ] [ فرمان يافت ] .
--> [ 1 ] كذا ؟ [ 2 ] در اصل نسخه بين اسامى فتوح با قرمزى علايم وقفه كه نزد فرنگيان متداولست نهاده شده . [ 3 ] بالفتح و المد . شهركى است در اطراف شام بين شام و وادى القرى بر سر راه حاجيان شام و دمشق . . . در سنه نهم هجرت اهل تيماء از پيغمبر صلح خواستند و رسول ص با آنان بجزيه صلح فرمود . . . اصمعى گفته است تيماء سر زمينى است كه آب در آن نباشد ( معجم البلدان ) . اصل : تيماه [ 4 ] تباله بفتح تا قرشت و باء موحده و لام بلدهء مشهوريست از تهامه بر سر راه يمن بين تباله و مكه پنجاه و دو فرسخ و بين آن و طايف شش روزه راه و تا بيشه يك روزه راه است - تباله و جرش ( بضم اول و فتح راء ) در سال دهم هجرت بدون جنگ گشاده شد ( اقتباس از معجم البلدان ) . [ 5 ، 6 ، 7 ] در جاى يكى از اين نشانيها بايستى ذكر وفات حضرت رسول آمده باشد و در نسخه اصل از قلم افتاده است ، و ما در آخر فصل آن را افزوديم .